عشق ما؛حلما

1

تفلده عید شما مبارک......

سلام ناناز مامان درچه حالی همچنان در حال ورجه وورجه  تشریف داریا گلم برات بگم که دیروز تولد دایی جون بود تولد خانم دایی هم که 2 مرداده رو دیشب استثنائن جشن گرفتیم اخه گفتیم معلوم نیست تا اون موقع شرایط ما چه جوری باشه خلاصه حسابی جات خالی بود مامانی حسابی دایی و خانم دایی جون رو غافلگیر کردیم ایشالا که صدسال زنده باشنو درکنار هم زندگی سرشار ازعشق داشته باشنو خوشبخت باشن گلم کمتر از3 هفته دیگه تا دیدار ما مونده خدا جونم مواظب ناز گل  ما باش خدایا به خاطر همه نعمت هایی که به من نالایق دادی شکر ...
24 تير 1392

اخرین سونو.....

سلام خانوم کوچولوی خودم میخوام از اخرین سونوگرافی که انجام دادم بگم در تاریخ 10/4/92 به دلیل اینکه تکونای دخملی کم شده بود به پیشنهاد یکی از متخصص های زنان درمانگاهمون سونوی اورزانسی انجام دادم خدا رو شکر همه چیز خوب بود فقط خانم طلا از حالت سفالیک بهحالت بریچ در اومده بودن و اینکه یه مقدار از حجم کیسه اب کم شده البته سر مرزه و باید تا میتونم مایعات مصرف کنم دخملی من 5/34 هفته بود با وزن 2247gr که به نظرم یه مقدار چوکولوهه به همین خاطر یه چند روزی استعلاجی گرفتم تا یه خورده استراحت کنم تا نی نی مون تپلی بشه خدا جونم مواظب نی نی کوچولو ما باش گلم 4 هفته دیگه تادیدار ما مونده دوست دارم خوشگلم ...
14 تير 1392

سیسمونی و .......

سلام خانوم خوشگل خودم الهی فدات بشم عزیز دلم کمتر از 6 هفته دیگه ایشالا لحظه دیدار ما میرسه منو بابایی که چه عرض کنم مامان طاطا و بابا جون (بابای خودم) بی صبرانه منتظر اومدنتیم بابا جون 5-6 روزیه که رفته کربلا بنده خدا هر روز به من زنگ میزنه و حال هر دو مونو میپرسه ایشالا به سلامتی از این سفر معنوی برگرده یادش بخیر پارسال اخرای خرداد همگی با هم مشرف شده بودیم عین برق و باد گذشت دختر نازنینم حدود 2 هفته پیش سیسمونی شما رو تو اتاقت چیدیم من که هر روز صبح قبل از رفتن به درمانگاه باید برم تو اتاقتو قربون صدقه خودتو وسایلات برم خیلی لذت بخشه به زودی عکس اتاق و وسایلارو تو وبت میذارم راستی 5 شنبه هفته گذشته یعنی 30/3/92 تو خونمون برای ...
5 تير 1392
1