عشق ما؛حلما

1

بای بای پوشک .....

خدارو شکر این پروژه پوشک گیری دخملی هم با موفقیت تموم شد. از 30 ابان که شنبه و اول هفته بود به صورت یهویی تصمیم گرفتم دیگه پوشکت نکنم چون دیگه خانومی شده بودی واسه خودت و الحمدلله دخملیه خوب خودم مثل همیشه همکاری کرد در عرض سه هفته کاملا از پوشک گرفته شدی هفته اول روزا تند تند میبردمت دستشویی و فقط شبها پوشک میشدی و هفته دوم شبا هم دیگه پوشکت نکردم و دوبار میبردمت دستشویی و خابالوی من با اینکه تو خواب ناز بود ولی بدون هیچ شکایتی همکاری میکرد و دیگع هفته سوم رااااحت تا صبح بدون رفتن دستشویی میخوابی اابته ناگفته نماند که دو سه شب تو خواب از دستت رفت و خیس کردی ولی با صبوریه من و همکاریه خودت دیگه تموم شد.  بازم مثل همیشه موفق بودیم خدایا ...
26 آذر 1394

هفدهمین مروارید ..........

سلام سلام صدتا سلام به فرشته زندگیم عزیز مامان بالاخره بعد از مدتها یه مروارید کوچولو تو دهن خوشگلت رویت شد 4/9/94 ساعت 12 ظهر خوب جونم براتون بگه که دخملی صبحها که از خواب پا میشه میگه حلما بیدار شد و پشت سرهم میگه حلما چایی عسل میخواد حلما نون پنیر میخواد شبها هم که قبل از خواب میگی یکی بود یکی نبود بخون و ازت میپرسم قصه چی بگم میگی مندول یعنی همون قصه معروف شنگول و منگول و خلاصه به یه دونه قصه رضایت نمیدی و باید حداقل 3 تا قصه برات بگم و بعدش میگی بسه دیگه بیخوابیم شب بخیر عزیزم  و بعدش خودت شروع میکنی به گفتن قصه ها به زبون خودت راستی عشقم از شنبه هفته گذشته پروسه پوشک گیری رو شروع کردم که نسبتا موفق بودیم اما حا...
9 آذر 1394
1