عشق ما؛حلما

1

خرید جینگولکی واسه دخمله جینگولکی......

چند وقت پیش واسه دخملی خرید وایبری انجام دادم پریروز به دستم رسید خیلی دوسشون دارم امیدوارم دخملی هم خوشش اومده باشه البته از مکعبا که اصلا استقبال نکرد و عروسک انگشتیا رو هم که بهش نشوم میدم از دستم میگیره با خودش یه چیزایی میگه اخرشم با لبخند میگه خخخخخ و پرتش میکنه    ...
22 مرداد 1393

اولین مسافرت چند روزه دخمل طلاااااااا......

سه شنبه14/5/93 صبح ساعت 5 به همراه مامان معصومه راهی شمال شدیم این اولین سفر طولانی ما با ماشین خودمون بود و هم اولین سفر طولانی دخملی دقیقا 5 روزو 12 ساعت ما در سفر بودیم  مقصدمونم زادگاه و وطن مامان معضومه تو استان گلستان بود خدا رو شکر سفر خوبی بود و دخملی تو راه اصلا اذیت نشد و فقط در حال شیر خوردنو خوابیدن بود این چند روز جاهای دیدنیه زیادی رفتیم و حسابی خوش گذروندیم و سیا سوخته برگشتیم لطفا برای دیدن عکسها بفرمایید ادامه مطلب حلما طلا در مسیر رفت به شمال     اینم بابایی.....   بقیه عکسارو بعدا تو همین پست میزارم فعلا -------------------------------------------------...
20 مرداد 1393

12 ماهگی دخملی..........

نفس مامان دیگه واسه خودش خانومی شده دوشنبه 13/5/93 دخملی رو بردیم درمانگاه واسه چکاپ یک سالگی خدا رو شکر همه چیز خوب بود وزن ختنوم طلا 9800 گرم و قدش 77 سانت یه واکسن بی ازار و مهربونم به دست راستش زده شد مسگم مهربون چون برعکس واکسنای قبلی اصلا اذیت نشد خدا رو شکر  ...
20 مرداد 1393

اغوش مادرانه ی من یکساله شد......

یکسال است که من مادرم ....... از روزی که صدایت در وجودم طنین انداز شد،شتاب تپیدن قلبم رو به فزونی یافت امروز ثانیه ها نام تو را فریاد می زنند و من در اوج عشق خود را در پستوی زمان تنها حس نمی‌کنم . . . فرشته خوشبختی من تولدت مبارک   عزیزدلم نفسم مامانو به خاطر این که دیر این پست رو گذاشتم ببخش  برای دیدن عکسها بفرمایید ادامه مطلب حلمای نازم ساعت 9 و 20 دقیقه 12/5/92   حلما نفس ساعت 9 و 20 دقیقه 12/5/93 فدای خوابیدنت نفسم عکس از کیک و تزیینات       واینم هدایای حلمایی....   عکس بالا هدیه مامان طاطا و بابا علیرضا واین ه...
20 مرداد 1393
1