عشق ما؛حلما

1

هیس!!!!!......

همش به مامانم میگم باید موقع خواب من همه جا تاریک باشه اما کو گوش شنوا به خاطر همین مجبورم خودم یه کاری کنم........ اخیش حالا خوب شد . . . . . ای بابا مثل اینکه باید کلا این طوری بخوابم عزیز مامان عاشق این مدل خوابیدنتم ...
27 آذر 1392

دختر روروئک سوار.......

دخملی حدود 2-3 هفته پیش برای اولین بار تو روروئکش نشست اما نمیتونست باهاش حرکت کنه کاکلتو قربون جیگرم امروز یعنی 19/9/92 وقتی تو روروئک نشوندمش از پهلوی روروئک خودشو هل میداد و حرکت میکرد فدای این پیشرفتت بشم ماااااااااااااااااااااااااااااااااااادر یه سوالی چند روزیه حسابی فکرمو مشغول کرده اونم اینه که چرا حلمایی هنوز نمیتونه غلت بزنه ؟ ...
20 آذر 1392

چارمین ماهگرد......

امروز یعنی 13/9/92 نازنینمو بردم درمانگاه برای مراقبت 4 ماهگی فدای دخمل گلم بشم عزیز دلم خدا رو شکر تا به الان رشد خوبی داشته وزنش 6800 و قدش 63 سانت بود نازگلم بعداز خوردن قطره تلخ فلج اطفال واکسنشو زد که الحمدلله تا الان که دارم این پست رو میذارم تب نکرده عشق مامان بر خلاف تصوراتی که من میکردم به جز یه گریه کوچولو که موقع زدن واکسن کرد اصلن بی قراری نکرد که از این بابت هزاران بار خدا رو شکر میکنم بعد از اینکه کار ما تو درمانگاه تموم شد رفتیم محل کار مامانی از اونجا همگی  ناهار رفتیم خونشون تا اخر شب هم اونجا بودیم بابایی زحمت کشید و یه کیک کوچولو به مناسبت چهارمین ماهگرد دخملک گرفت که البته به اسم نی نی وبه کام...
14 آذر 1392

اول اذر چه روزیه؟.........

تو یه شب بارونی که تا اون موقع چنین باریدنی رو هیچ کدوممون ندیده بودیم منو بابایی زندگی مشترکمونو شروع کردیم و امسال اول اذر که دقیقا 6 سال از اون شب به یادموندنی میگذره همون بارون بی سابقه شروع به باریدن کرد             خوشبخت بشیم الهیییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییی        راستی داشت یادم میرفت باباجون برای سالگرد ازدواجمون ٢ تا تابلوی نقاشی گرفت که خیلی نازن و من عاشقشونم  البته باید در اولین فرصت قابشون کنیم که زیباییشون صد برابر بشه همسر عزیم بابت این هدیه های زیبا خیلی ازت مم...
6 آذر 1392
1