عشق ما؛حلما

1

بدون عنوان

سلام بالاخره بعد از چتد روز تاخیر اومدیم 2 هفته خونه مامانی (مامان من) بودیم الان 3-4 روزیه که اومدیم خونه خودمون و زندگی 3 نفره مونو شروع کردیم فرشته کوچولوی من ساعت 9و5 دقیقه روز شنبه 12 مرداد پا به دنیا گذاشت وزنش 3140grبود با قد 53 سانت دخملی نافش روز 5 بعداز تولدش افتاد بابا جونش روز 8 بعدازتولد برای دخملی عقیقه کرد البته مامانی و بابایی مهربون روز 2 بعد از تولد برای عسلی ما قربونی کردن دست گلشون درد نکنه ایشالا زحماتشونو جبران کنیم و سایشون مستدام باشه (الههههههههههههههههههی امین)
28 مرداد 1392

حلما جونم خوش اومدی

          این پست توسط بنده یعنی عمه حلما جون به سفارش مهتاب جونم نوشته شده می خواستم خبر بدم امروز صبح فرشته کوچولوی ما به دنیا اومد خدا رو شکر هم حال مهتاب جونم هم حال حلماجونم خوبه خدایا شکرت اینم چند تا عکس از عزیزدلم           ...
12 مرداد 1392

شمارش معکوس........

امروز پیش دکترم بودم برای تعیین دقیق تاریخ زایمان ...... ازامروز تا لحظه موعود 10 روز دیگه باقی مونده و من ازطرفی شوق دیدار دخمل نازم رو دارم و از طرف دیگه استرس زایمان خدا جونم خودت بهم ارامش بده خدایا کمکم کن تا این روزها و شبها رو به سلامتی و ارامش خاطر سپری کنم دوستای عزیز وبلاگی من تو روخدا برای من و نی نی دعا کنید تو این شبهای عزیز و ارزشمند
1 مرداد 1392
1