عشق ما؛حلما

1

می نویسم با کمال بی حوصلگی...........

سلام تو رو خدا ببخشید که این قدر دیر به دیر میام نه حال جسمیم خوبه نه حال روحیم خیییییییییییییلی خسته ام از این همه حالت تهوع باورتون نمیشه 7 کیلو کم کردم البته خیلی به خاطر این موضوع ناراحت نیستم چون خداییش خوش تیپ تر شدم اما دلم برای نی نیم میسوزه این قدر دلم برای خوردن تنگ شده که خدا میدونه هر کی داره یه چیزی میخوره حرصم در میاد و حسودیم میشه بگذریم راستی 3 این ماه رفتم برای سونو nt و nb که برای سلامت جنینه خدا رو شکر همه چی خوب بود باورتون نمیشه یه جنین 5-6 سانتی چه تکونایی میخورد دکتر میگفت اصلن نمیذاره اندازه شو بگیرم من همه چی رو از توی مانیتوری که توی سقف کار گذاشته بودن میدیدم اون لحظه تموم ناراحتیام رو فراموش کرده بود...
6 بهمن 1391
1