عشق ما؛حلما

1

دوتا دیدار فراموش نشدنی ....

سلام وروجک مامان  میخوام دو تا از دیدار های فراموش نشدنی با دوستای نی نی وبلاگیمون که عاشقشونم رو اینجا ثبت کنم که وبلاگت مزین بشه با عکسای خوشگل دوستامون یکی از ملاقات ها مربوط میشه به تقرببا 3 ماه پیش که رفته بودیم مشهد و تو حرم امام مهربونیها دوستای خوشگلمونو دیدیم دوست نازنینم فاطمه جون با فرشته های خوشگلش سید پارسا و حلما سادات عزیز و دوست داشتنی که وقتی دیدمشون داشتم بال درمیاوردم و اصلا باورم نمیشد که بعد از یکسال دوستی مجازی بتونم ببینمشون  دومین ملاقات و دیدار مربوط میشه به دو هفته پیش تقریبا که رفتیم تهران و به صورت خیلی یهویی و مزاحم الهه جون و خانواده ی عزیزش شدیم بلههههه الهه دوست نازنینم مامان سلما ی خوشگلم بعد ...
21 تير 1395

34 ماهگیه حلما دردونه......

سلاام بر دخترک زیبا عزیز دلم 34 ماهگیت مبارک نازنینم پنجمین سوره رو هم یاد گرفت (سوره فتح) افرین عشقم دخترم روز به روز شیرین زبونتر میشی و عین بلبل صبح تا شب ما رو مستفیض میکنه از بیانات گوهر بارش بیشتر با اسباب باریاش مشغوله و کمتر به من میچسبه و مستقلتر شده خداروشکر   ...
16 خرداد 1395

دخملمک 33 ماهه ی من......

سلام  دخملی عشق مامان 33 ماهگیت مباااااارک الهی فدات شم که داری تند تند خانوم  میشی و منم تند تند پیر دخملیه نازنینم همزمان با سی و سومین ماهگردش چارمین سوره رو هم یاد گرفت (سوره والعصر) افرین باهوش مامان نفس من اشکال هندسی شامل (مربع - مستطیل - مثلث - دایره - بیضی - لوزی ) رو یاد گرفته  و هرجا ببینه زودی اسمشو میگه بابایی بازم مثل همیشه واسه ماهگرد تولدت کیک گرفت و یه جشن کوچولو گرفتیم و کلی عکس گرفتیم نمیدونم چه مشکلی پیش اومذه که نمیتونم عکس بزارم در اولین فرصت که مشکل حل بشه میزارم راستی ایشالا فردا ظهر مسافر حرم امام رضا میشیم و شما اولین باره که میخوای امام رضا رو زیارت کنی و من سرشار از هیجانم واس...
15 ارديبهشت 1395

سی و دومین ماهگرد دخملی ...

امروز به بابا میگفتم تو رو خدا این مراسم ماهگرد گرفتن واسه دردونه رو تموم کنیم دیگه بابایی کلی تو هم رفت و گفت نخیییییییر تا ابد باید براش ماهگرد بگیریم بعد از ازدواجشم بااااید شوهرش براش ماهگرد بگیره هاهاهاهاهاهاها  وایه دیدن عکسهای دخملی بفرمایین ادامه مطلب  ...
18 فروردين 1395

عکسهای 31 ماهگیه عروسکم + معذرت خواهی واسه تاخیر ...

سلام عمرم سلام جونم سلام دردونه ی من نازنینم مامانو ببخش به خاطر دیر پست گذاشتن به جون خودم اسفند یه پست طولانی برات نوشتم وقتی اومدم عکسای ماهگردتو بزارم یهو نت قطع شد و نمیدونم چی شد همه چی پرید منم کم اعصاب لب تاپو پرت کردم کنار ببخش منو ماااااااادر خوووووب حلما خانومم الان 32 ماهشه و کلی واسه خودش خانوم شده و کلی زبون میریزه واسمون سه تا سوره توحید و کوثر و ناس. رو حفظه 12 امامشم که بلده بگه دعای قنوت رو هم بلده هزاااار ماشالا و کلی شعر در مورد میوه ها. بلده و با زبون خوشگل کودکانش برامون میخونه عاشق حرف زدنتم من نفسم وقتی از عروسکم میپرسی مامان و بیشتر دوس داری یا بابا بچم میگه هر دوتاشونو الهییییی فدای شعورت بشم مننننننن در مورد ...
18 فروردين 1395

دخترک دوسال و نیمه ی من......

سلام جیگرطلای من سلام نفسم سی ماهگیت مبااااااااااااااااااااااارک عزیز دلم دخترک سی ماهه ی من سوره توحید رو حفظه و 12 امامشو کامل یاد گرفته و کلی شعر بلده و شعرهای یکی از کتاب قصه هاشو حفظههههههههه   سی ماهگیه دخملی رو هم جشن گرفتیم و کیک ماهگردشو خاله زهرای مهربون (دخترخاله مامان طاطا  و بابا جون ) زحمت درست کردنشو کشیدن مرسی خاله جون واسه دیدن عکسهای دخملکم دعوتتون میکنم به ادامه مطلب   ماشالا اینقد اون شب خوشحال بودی و ورجه وورجه کردی که نتونستیم دو تا عکس درست درمون ازت بگیریم اینجا داری به سنجاب کوچولو می می میدی عاشق سنجاب کوچولویی و از بس که کارتون دورا ع...
16 بهمن 1394

حلمای 29 ماهه ی من....

سلام سلام صدتا سلام مامان تنبل وارد میشود عزیز دلم ببخش منو که بازم دیر اومدم دخملیه مامان تو سن 29 ماهگی  اسامیه 10 تا از امام هاشو بلده 5 تا شعر کوتاه رو حفظه چیزی رو به کسی بخواد بده میگه بفرما و به جای استفاده از کلمه تو میگع شما تا کار اشتباهی رو انجام بده و من ناراحت بشم سریع میگع مامان ببخشید ومیگه بیا بغلم نازنینم ضمن عرض تبریک بع مناسبت 29 ماهگیت دعوتت میکنم به دیدن عکسای خوشملکم بفرمایید ادامه مطلب         ...
29 دی 1394

دخملیه 20 دندونه .....

سلام بر دردونه مامان یکی یدونه خودم حلمای نازم  عزیز دلم این چند روز همش لثه هاتو بهم میکشیدی و خیلی اذیت شدی ولی به جاش دوتا مروارید کوچولوی دیگه جوومه زد و الان صاحب 20 تا دندون خوشگل و نازی ایشالا جنسشون خوب باشه و شما هم به خوبی ازشون مراقبت کنی که همیشه سالم و خوشگل بمونن  دندون نوزدهم جمعه 18 دی رویت شد بالا سمت چپ دندون پنجم  دندون بیستم جمعه 25 دی رویت شد بالا سمت راست دندون پنجم  
26 دی 1394

اگر دردم یکی بودی چه بودی...

سلام دردونه مامان سلام حلمای من الهی بمیرم برات که تو این دو هفته خیلی اذیت شدی  حلمای من نمیدونم دوباره به چی الرژی داشتی که خارش لعنتی دوباره اذیتت کرد و دو هفته تمام خودتو خاروندی و زخم کردی و اینهمه کرم و شربت هیچ فایده ای برات نداشت البته حدس خودمو اطرافیان به خوردن بیش از حد عسله که باعث الرژی شده و تمام بدنت کهیر زدو خارش شدید داشتی از اونطرفم یه مروارید دیگه میخواست جوونه بزنه که باز دراومدن اون مکافاتی داشت برعکس دندونای دیگت که بدون هیچ مشکلی دراومدن واز درف دیگه سرما خوردی و بینیت کیپ میشه موقع خواب و این دو شب اخیر با ناراحتی و گریه خوابیدی نمیدونستی واسه خارشت گریه کنی واسه درد دندونت گریه کنی یا واسه نفس کشیدنت الحمدلله ...
18 دی 1394

بای بای پوشک .....

خدارو شکر این پروژه پوشک گیری دخملی هم با موفقیت تموم شد. از 30 ابان که شنبه و اول هفته بود به صورت یهویی تصمیم گرفتم دیگه پوشکت نکنم چون دیگه خانومی شده بودی واسه خودت و الحمدلله دخملیه خوب خودم مثل همیشه همکاری کرد در عرض سه هفته کاملا از پوشک گرفته شدی هفته اول روزا تند تند میبردمت دستشویی و فقط شبها پوشک میشدی و هفته دوم شبا هم دیگه پوشکت نکردم و دوبار میبردمت دستشویی و خابالوی من با اینکه تو خواب ناز بود ولی بدون هیچ شکایتی همکاری میکرد و دیگع هفته سوم رااااحت تا صبح بدون رفتن دستشویی میخوابی اابته ناگفته نماند که دو سه شب تو خواب از دستت رفت و خیس کردی ولی با صبوریه من و همکاریه خودت دیگه تموم شد.  بازم مثل همیشه موفق بودیم خدایا ...
26 آذر 1394